بندگان خدا می گن بچه ها مون گرفتار زندگی هستند هر جا هستند خوش باشن خوشی اونا خوشی ماست
یک مادری می گفت سال به سال نه زنگ خونه و نه زنگ تلفن از جانب بچه ها زده نمی شه روز مادرهم زحمت می کشن تماس تلفنی برای عرض تبریک می زنه اخه گرفتارن
ولی در نقطه مقابل خانمی که سالهای از مرگ مادرش می گذشت و وقتی بامصاحبه ما یه جورایی یاد مادر ش افتاد ناخداگاه قطره اشکی برچشمانش جاری شد و گفت هیچ وقت زخم از دست دادن پدرو مادر التیام نمی یابد
خلاصه هر کدوم از دوستانم وقتی پدر و یا مادرشون رو از دست می دان و می گفتن که قدر پدر و مادر تو بدون حسشون نمی کردم
اماوقتی خودم پدرم رو از دست دادم می فهم که چه گوهر گرانبهایی رو برای همیشه از دست دادم
فقط خواستم بگم قدر پدر و مادرتون بدونید چون اگه از دستشون بدید حسرت یک لحظه بودن باهاشون رو همیشه خواهید کشید



.