تبليغاتX
مهتاب

مهتاب

یادداشتهای روزانه یک خبرنگار

هروقت خواستم به مناسبت هفته سلامت در باره  سلامت روحی و روانی مطلب بنویسم وقت نشد الان هم که دقیقه نودو فقط همینقدر بگم امروز تو نمایشگاه دستاوردهای بیماران روانی مزمن خیلی تو فکر رفتم

تو این فکر که هر کدوم از ما می تونیم به دلایل مختلف دچار مشکلات روحی و روانی بشیم

اینکه بیماری سراغ بعضی افراد نمی ره و می تونه یه روزی به سراغ من و تو بیاد

فقط امروز از خدا خواستم که خدایا به من ارامش بده و مرا دچار غرور نکن  

به قول معروف( مراان ده که ان به ) و سلامتی رو از هیج بنی بشری نگیر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 7:2 بعد از ظهر  توسط انسيه ايزدي نسب  | 

امروز از ساعت ۵ صبح برای پوشش خبری مراسم نماز عید فطر به خط بودیم  اینهم عکسی از عوامل پشت صحنه ....

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط انسيه ايزدي نسب  | 

                                                             

وقتی نگاهی به سریالهای ماه رمضان می اندازیم معمولا  سه چهار سریال با ترکیب های مشابه سال های قبل تهیه و پخش می شه

با اینکه کلیشه ها  هر سال به صورت تکراری به مخاطبان ارائه می شه فکر می کنم تاثیر گذاری مناسبی را برای طی سال به همراه دارد ه 

یکی از این سریالها اغماست که باعث می شه حس کنی هر حس بدی که به درون تو رخنه می کنه / حس الیاسی و یا شیطانی است

من شخصا خیلی تحت تاثیر سریال اغما قرار گرفتم به دلیل اینکه یه جورایی ما تامین کننده اهداف شوم شیطان می شویم و اگه کمی غفلت کنیم می شیم دکتر پژوهان

درسته که ابلیس فقط پیشنهاددهنده است اما /خیلی پیشنهاد دهنده قویه

من فکر می کنم ان کسی یا اون چیزی که باعث می شه انسان راه نادرست را انتخاب کنه ضعف ایمان و قدرت گرفتن ابلیس است 

و باید همیشه از خدا بخواهیم که پروردگار مارو به خود واگذار نکنه تا فکرهای الیاسی یا ابلیسی کنیم

خدا نکنه این دست اتشین برای ما نشان پیروزی رو نمایان کنه  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط انسيه ايزدي نسب  | 

از اونی که باعث حسادت تو نسبت به اطرافیانت می شه بترس

ان اونی که باعث می شه که پول بدونه تعریفی تو زندگیت بیاد بترس

از اونی که باعث می شه  چشمت به گناه بیفته  بترس

از اونی که  باعث می شه دروغ بگی بترس

از اونی که باعث می شه نمازت قضا بشه بترس

از اونی که هر گناهی را مرتکب بشی بترس

فکر می کنی اونی باعث این همه بدی و پلیدی می شه چی یا چه کسی می تونه باشه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط انسيه ايزدي نسب  | 

 

                                                 

خوش به سعادت کسایی که توی این شبها  / بهره کافی رو می برند و تاصبح با خوندن دعای جوشن کبیر و یا میجیر استغفار کرده و از معبود خود می خواهند که اخر عاقبتشون رو  به خیر کنه

خوش به سعادت انهایی که تا امروز تونستند علاوه بر پرهیز از خوردن و اشامیدن / روح خود را صفا بدند و از گناه پرهیز کنند.

خوش به سعادت انهایی که توی این ماه که ماه رحمت و مغفرت خداست / کار خیری کردندودل مستحقی که شاد کردند

خوش به حال انهایی که توی این ماه که سفره کرامت خداوند گسترده است / سفره بخششون  باز و خیلی ها سر این سفره هستند 

خوش به حال انهایی که توی این ماه تا تونستند برای کل سال توشه ذخیره کردند

وقتی خبر مرگ اقای هنردوست رو شنیدم بی اختیار تو فکررفتم و بسیار متاثر شدم و به خودم گفتم واقعا زندگی چقدر به ارزشه 

اخه هیچکی فکر نمی کرد که هنردوست تو سن ۴۵ سالگی به رحمت خدا بره

حالانمی دونم اخلاق خوش / رفتار / متانت توصحبت کردنشون باعث شد منو خیلی تو فکر ببره

انقدر تو فکر هستم که دیشب یک لحظه یاد سیاهی و تنهایی شب اول قبر افتادم و از خودم پرسیدم خوب توی این دنیا با هر روشی حالا می شه اسمشو زرنگی / پارتی بازی و یا هرچیزدیگر ی میشه گذاشت از خیلی از مهلکه ها درمی ریم ولی چطور از فشار قبر وتنهایی شب اول قبر می تونیم بگریزیم  

خدایا به تو پناه می برم / خودمونو به نفسمون واگذار نکن و یک لحظه مارو تنها نگذار

واقعا اگر نگاه کنی می بینی که خیلی ها امسال تو شب احیا و ماه رمضانون هستندو سال بعد به رحمت خدارفتند و چه خوبه که یاد خوب برای اطرافیانمون بگذاریم چون شاید سال دیگه همین موقع دیگه نباشیم  

از دوستان و اشنایانی که از برکات این شبها بهره مند می شن اگر تویادشون بودم التماس دعادارم  

                         

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط انسيه ايزدي نسب  | 

بابا هی می گن ماشین بیرون نیارید و از ناوگان حمل و نقل عمومی استفاده کنی

ماهم بالاجبار به خاطر اینکه ماشینمون خراب شده بود گفتیم یه روز مثل خیلی ای که ماشین ندارن به سرکار بیایییم

چشمت روزت بد نبینه ترافیک وشلوغی از یه طرف / نبودن اتوبوس / ماشین و تاکسی از طرف دیگه واقعا ادم رو خسته می کرد

نسبت صف  انتظار ماشین با مسیر ارتباط معکوسی داشت / یعنی هرچی مسیر طولانی بود تاکسی هاکمتر میل به بردن مسافر می کرد

توصف طولانی که در انتظار امدن تاکسی برای پارک وی ایستاده بودیم که اگر قرار بود براساس ان صف تعداد تاکسی ها بایستیم شاید ظهر به اداره می رسیدیم / یه تاکسی خارج از صف امد و دو تا پا داشتیم دو تا قرض کردیم و سوار ان اسب ارزوها شدیم و امدیم اداره

حالا جدای از این مشکلات / فکر می کنم روزی که قراره ادم با تاکسی بیاد باید حتما یه دسته اسکناس دو هزار تومانی به همراه خود داشته باشه چون دیروز هرچی پول داشتیم به باد رفت

یه وقتهایی فکر می کنم پول تومسافر کشی واقعا درامد خوبی هم داره تازه نه رئیس داره و نه ساعت کار ...............

 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط انسيه ايزدي نسب  | 

 اول مهر

  ماه  مهر ماهی است که همه ما از ان خاطرات تلخ و شیرینی داریم

  امروز  شهر پر بود از هیاهوی بچه ها / وای ادم از این همه شلوغی توخیابون سرگیجه می گرفت

 بچه های بالباسهای نو دست تو دست پدر و مادرشان بعضی ها خوشحال و بعضی ها نگران به سمت   مدرسه می رفتند

تازه بعضی از پدر و مادرا برای اینکه بچه شون  یه جورایی با معلمشون دوست بشه و به قول معرف

هوای بچه شون داشته باشه دسته گل هم تهیه کردند و بعضی ها هم کیف پچه ها رو پرکردند از کلی خوراکی برای اینکه مبادا بچه شون ضعف کنه

کیف و کفش نو / لوازم تحریر رنگ وارنگ و بدرقه مادر و پدرا توی این روز خیلی قشنگه مگه نه درسته که   این قشنگی ها برای خیلی از ما پیش و پا افتاده است اما برای خیلی هاغیر قابل دسترس...

  

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط انسيه ايزدي نسب  |