اول مهر
ماه مهر ماهی است که همه ما از ان خاطرات تلخ و شیرینی داریم
امروز شهر پر بود از هیاهوی بچه ها / وای ادم از این همه شلوغی توخیابون سرگیجه می گرفت
بچه های بالباسهای نو دست تو دست پدر و مادرشان بعضی ها خوشحال و بعضی ها نگران به سمت مدرسه می رفتند
تازه بعضی از پدر و مادرا برای اینکه بچه شون یه جورایی با معلمشون دوست بشه و به قول معرف
هوای بچه شون داشته باشه دسته گل هم تهیه کردند و بعضی ها هم کیف پچه ها رو پرکردند از کلی خوراکی برای اینکه مبادا بچه شون ضعف کنه
کیف و کفش نو / لوازم تحریر رنگ وارنگ و بدرقه مادر و پدرا توی این روز خیلی قشنگه مگه نه درسته که این قشنگی ها برای خیلی از ما پیش و پا افتاده است اما برای خیلی هاغیر قابل دسترس...
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط انسيه ايزدي نسب
|
